X
تبلیغات
یادداشتهای سردفتر اسناد رسمی - حمال مهر
معرفی صفحه X



یادداشتهای یک سردفتر اسناد رسمی

با رای اکثریت نمایندگان مجلس شورای اسلامی و تایید شورای نگهبان دفاتر اسناد رسمی کماکان مرجع تنظیم اسناد نقل و انتقال خودرو می باشند و نیروی انتظامی تنها مجاز به تعویض پلاک خودرو می باشد - با حذف بند (( و )) قانون خدمت وظیفه عمومی کارت پایان خدمت و معافیت و هر نوع مدرک دال بر مشخص بودن وضعیت مشمولین از چرخه کار دفاتر اسناد رسمی حذف گردید - شروع به کار آزمایشی 40 دفتر خدمات الکترونیک قضایی از اول تیرماه 91 در تهران - سامانه پذیرش تقاضاهای صدور سند مالکیت موضوع قانون اراضی فاقد سند رسمی در تاریخ اول آبان آغاز به ثبت نام متقاضیان می نماید - قابل توجه فروشندگان و خریداران اتومبیل : طبق ماده 29 قانون رسیدگی به تخلفات و جرائم رانندگی فروشندگان و خریداران مکلفند بعد از تعویض پلاک جهت انتقال مالکیت خودرو به دفاتر اسناد رسمی مراجعه کنند

نشسته بودیم و داشتیم دفتریاری می کردیم دفتریاری که چه عرض شود سروری ، نه مسئولیت آن چنانی نه در فکر اجاره سر ماه و چکهایی که بابت اون الان می دهم نه نگران مامور شهرداری که راه به راه بیاد به محل کار و تابلوت گیر بده و نه مامور دارایی که آمار کارمندها رو بخواد بگیره و خدا رو شکر پول خوبی هم داشت خدا وکیلی بیشتر از سردفتری فعلی ، خلاصه فارغ از تمام مسئولیتهایی که گریبانگیر سردفتر است داشتیم کارمون رو می کردیم که یکهو ابلیس یک شب اومد در گوشمون پچ پچ کرد ! تا حالا چند نفر کارآموز سردفتری داشتی ؟ نزدیک ده  نفر خجالت نمی کشی نشستی داری هنوز دفتریاری می کنی آخه حق تو خیلی بیشتر از 15 درصد تحریر باید باشه سوادش رو نداری که داری، تیپش رو نداری که داری، نکنه تا ابد می خوای دفتریار بمونی برو آقای خودت بشو سردفتر که بشی پول پارو می کنی بعد مثل فلانی که پنج ساله سردفتر شده و خونه و ویلا و بنز خریده تو هم می تونی پیشرفت کنی برو تو آزمون سردفتری شرکت کن که آقای امیری می خواد کلی سردفتر بریزه تو شهر ! خلاصه ... شدیم رفتیم امتحانش رو دادیم اسامی اولیه که اعلام شد خوشحال شدم که اسممون تو لیست نیست اما این خوشی زیاد دوام نیاورد چون فهمیدیم ما دفتریارها و به اصطلاح اولویت دارها رو جدا اعلام می کنن که از قضا ما گرفتار لیست دوم شدیم خوب شرح ماوقع رو هم که همه می دونند هفت خوان رستم رو طی کردیم شماره گرفتیم و دفتر اجاره کردیم نه میلیون تومنی همین اول جلینگی خرج اسباب و اثاثیه شد البته فکر نکنید وسایل خیلی آن چنانی رو برداشتم نه ! همین میز و صندلی های معمولی و کامپیوترها و برنامه و پرینتر و دستگاه فتوکپی و فکس و لوازم التحریر و ... شد این قدر اولش همینطور خرج کردم و جمع نمی زدم که یه مومنی پیدا شد گفت بیا جمع بزنیم ببینیم چقدر شده که خلاصه لطف کرد و برام جمع زد و من تا دو سه روزی دپرس بودم .

الان خیر سرمون شدیم سردفتر ! یکی نبود بگه آخه آبت نبود نونت نبود سردفتر شدنت برای چی بود اونهم تو این وانفسا که همه چی خر تو الاغه ! صبح می ریم دفتر می شینیم منتظر ارباب رجوع تا آخر وقت ، به قول همسایه اولش خوب خاک خور داره کی باورش می شه بعد از 15 سال تازه باید خاک بخوریم ! ارباب رجوع که چه عرض شود انگار خاک مرده رو همشون پاشوندند اما هر از گاهی که مگسی راهش رو گم می کنه و می یاد تو بلند می شم و با احترام دنبالش می کنم تا بره بیرون اینجاست که بعضی ضرب المثل ها که سالها شنیدی و در عمل باهاش مواجه نشدی عینیت پیدا می کنه ! طرف مگس می پرونه ...

روز اول کارم از صبح تا ساعت دو و نیم همینطور نشستم  همین موقع بود که خانم محترمی اومد تو و من که آماده رفتن بودم با ایشون رو در رو شدم گواهی امضاء داشت جالبه بدونید که عکس العمل من چی بود جواب دادم خانم حسابها رو بستیم گرچه بعدش یادم اومد که من کجام و اینجا کجاست و کارش رو انجام دادم .

چندین نفر رو هم به سیاق گذشته رد کردم و بعد یادم اومد که اوضاع و احوال فرق کرده که کار از کار گذشته بود تعهد دانشجویی که دو سه روزی وقت می دادیم رو نیم ساعته راه می اندازم و خلاصه به جایی رسیدم که می گم این اجاره فعلا" در بیاد بقیه پیشکش می رویم فعلا" با این غلطی که کردیم مدتی هم از جیب می خوریم .

شدیم حمال مهر ! این مهر هم شده وبال گردن گرچه بعضی اون رو در گاو صندوق نگه می دارند اما من این ریسک رو نمی کنم و با خودم می برم و می یارم  .

تا دلتون بخواد متقاضی استخدام دارم که همشون رو فعلا" یه جورایی رد کردم بهشون می گم فعلا" خودم هم اضافه ام بعضی هاشون هم که می یان همون اول از قانون کار و حداقل حقوق و بیمه صحبت می کنن ( وقتی 15 درصد تحریر رو بین کارمندها باید تقسیم کرد من موندم این حداقل حقوق که می زنند تنگش چه صیغه ای هست )

ضمن احترامی که برای همه دفتریارها قائلم و با توجه به اینکه خودم هم پانزده سال دفتریار بودم الان که دارم 15 درصد تحریر رو به کفیل دفتریار می دم اونم دفتریاری که در ماه چهار روز می یاد و هیچ کاری هم نمی کنه یه جورایی بهم داره فشار وارد می شه ( پول زور ) ما وقتی دفتریار بودیم از ثبت دفتر و اپراتوری و وظائف دفتریاری هیچ چیز کم نمی گذاشتیم اما این کفیل دفتریار فقط می یاد می شینه 15 درصدش رو می گیره و می ره !! ( پول مفت ) به نظر شما این پول ها حلاله ؟

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 8:2  توسط سردفتر   |