آیا شئونات سردفتری در تعرفه های جدید 94 که قرار است اعلام شود لحاظ می گردد ؟
سردفتری یعنی بردگی و اسارت یعنی در بند سازمانی به نام ثبت و مردمی پرتوقع ، یعنی به سخره گرفته شدن از سوی آحاد جامعه ! یعنی تو محکومی سوال من را به اجبار جواب بدهی و ساعتها وقتت را بدون جیره و مواجب در اختیارم بگذاری ! حتی اگر با انواع و اقسام سلایق بی شمار حقوقی قاضی و بازرس و مسئول و رییس و مرئوس سندی تنظیم کنی که به ضررت باشد ! حتی اگر بدانی و یا احساس کنی روزی مار افعی سمی خفته در میان لاشه های اسناد به سراغت خواهد آمد ! سردفتر یعنی شخصی همیشه پاسخگو ! یعنی تا عمر داری باید در برابر آنچه تنظیم کرده ای جوابگو باشی ! یعنی اگر سندم را نمی نویسی پدرت را جلوی چشمانت می آورم کتبی بنویس بده تا ببرم فلان و فلان جا تا دمار از روزگارت در بیاورم ! یعنی برای ریال ریالی که می گیری رسید بده ! کلماتی که مسئولان در جامعه باب کرده اند و باعث شده در بیشتر مواقع حتی سردفتر از جیبش برای مردم هزینه کند ! بی تدبیری ای که سبب شده عوام آنچه را که امنیت مالی و حقوقی مردم را تامین می کند و توسط عالمی به نام سردفتر تنظیم می شود را کاغذ پاره بنامند ! در مقابل اجازه دهند عده ای سودجو با ارج و قرب به دست نوشته های عادی و صرفا" با علم کردن کد رهگیری قراردادهای بی محتوا را باب کنند و با همکاری رسانه ها معاملات ملکی مردم را در دست بگیرند و با سوداگری قیمت مسکن را به چند برابر قیمت واقعی اعلام و فقرا را فقیر تر و ثروتمندان را غنی تر کنند ! سردفتری یعنی قیمت کذایی منطقه بندی که به میزان عهد قجر که چه عرض شود عهد دقیانوس اعلام می شود را در سند بنویس و بر اساس آن حق الزحمه بگیر ! سردفتری یعنی سواد و تحصیلت را بگذار در کوزه چون جامعه متمدن با این سابقه غنی حقوقی کماکان به دست نوشته های عادی بها می دهد ! یعنی قوه قضاییه که تو ِ سردفتر در مجموعه آن کار می کنی و از ارکان نظام است نمی خواهد یا نمی تواند جلوی این سوداگران را بگیرد ! یک حکم قضایی یه امر حکومتی از سوی رییس قوه کار این سوداگران را یکسره خواهد کرد ! تا دلال دلالی اش را بکند و سردفتر سند نویسی اش را ! سردفتری یعنی حتی عده ای از داخل چون خوره به جان اسناد بانکی و غیربانکی و اتومبیل و ... می افتند وعدالتی در تقسیم اسناد نیست در حالیکه براحتی کمیسیون بی خاصیت امروزی را می توان به کمیسیونی واقعی در تقسیم عادلانه اسناد تبدیل کرد ! سردفتری یعنی تو برده ای و من ارباب رجوع ! یعنی دیواری داری کوتاه تر از تمام دیوارها که از گزند دزد و راهزن و قانون گذار و هرچه فکرش را می کنی در امان نیست ! یعنی شغلی بدون حامی ! بدون یاور ! پر مسئولیت اما بی جیره و مواجب ! یعنی فدا شو تا من ِ مسئول با تظاهر و عوام فریبی خود را دلسوز مردم نشان دهم ! معلوم نیست چه کسی برای اولین بار واژه ارباب رجوع را باب کرد ! به نظر می رسد این کلمات وجه تسمیه مناسبی ندارد ! آن هم برای مراجعه کنندگان و متقاضیانی که باید مطیع علم و فرهنگ و ادب باشند ! اشخاصی که باید احترام بگذارند تا احترام ببینند ! ارباب رجوع واژه ای که صرفا" در بعضی اماکن چون دفاتر اسناد رسمی معنا پیدا می کند ! اما در ادارات دولتی به هیچ عنوان کاربرد ندارد ! اصلا" یعنی چه ؟ مگر هنوز ارباب و رعیت داریم ؟! این درد دل تمام سردفتران و دفتریاران است ! درد بی توجهی ! هیچ انگاری ! دردی که به اندازه تلاشت و مسئولیتت به آن بها و ارزش داده نمی شود ! درد به بیگاری گرفته شدن از سوی دولت و مردم ! درد کوچک شدن در مقابل بزرگی دلالان ! سوداگران ! ثروتمندان و حتی دزدان ... حقارتی که اینچنین به سردفتران و دفتریاران تحمیل شده در هیچ دورانی به خفت و ذلت امروزی نبوده ! کدام سردفتر با آبرو را سراغ دارید که اگر به سن 65 سالگی برسد و دچار مرگ مغزی و قلبی نشده باشد دوران بازنشستگی را در آسایش و آرامش بتواند سپری کند ! چند سردفتر جوان تاکنون دچار مرگ مغزی و قلبی شده اند ؟ کدام سردفتر است که از داروهای آرام بخش و اعصاب استفاده نکند ؟ کدام سردفتر شبش را با کابوس رستاخیز فردایش به صبح نمی رساند ؟ به نظر نویسنده این سطور سردفتری از مشاغل سخت و در حد کار در معدن است ! یا اردوگاهی که باید حداقل 30 سال دوران محکومیتت را در آن سپری کنی ، جایی که نفس می گیرد و توان زندگی و دیدن آسمان آبی برایش آرزوست ! جایی که آینده برایش سرابی بیش نیست ! جایی که وقتی صحبت از حق و حقوقش می شود مسئولان هیچ جنبه انسانی این شغل شریف را در نظر نمی گیرند مسئولیت هزاران اما حقوق هیچ ! بهر حال تاکنون اینگونه بوده و بعید می دانم از این به بعد نیز تغییر خاصی داشته باشد ! اما ما هنوز به انسانیت معتقدیم باید منتظر ماند و نظاره کرد به انصاف و عدالت در جامعه اسلامی ! به اینکه شئون سردفتری و اعتبار بخشیدن به سند رسمی علی الخصوص در مورد اسناد ملکی که به نظر یکی از ابعاد معتبر شدنش حق الزحمه تنظمیش حداقل در حد یک مبایعه نامه عادی که توسط افراد غیرمتخصص نوشته می شود است به منصه ظهور خواهد رسید یا خیر ؟ ؟ ؟ ؟
در این وبلاگ سعی خواهم کرد بدون داشتن موضع خاص ، درباره مسائل و مشکلات جامعه سردفتران و دفتریاران به ارائه نظر و انتقاد و پیشنهاد سازنده و همچنین ارائه بخشنامه ها و اخبار و اطلاعات جدید در این باب بپردازم و در این میان تشویق شما و همچنین ارائه نظرات و پیشنهادات همکاران گرامی موجب مزید امتنان خواهد بود .